خرید بک لینک

درباره سایت

برای پدرم

امکانات وب

آفرینش مهر

شاید روزی

شاید روزی ،روزگاری در شعر و کتابی بنویسند که در جایی زنی بود که هر شب فانوس چشمانش را در ظلمت شب ها از پشت پنجره ی انتظار روشن نگه می داشت تا گم گشته اش راه را بیابد و از راه برسد .
صبر در برابرش خجل گردید اما فانوس چشمانش همچنان سو سو می‌زند تا شاید... شاید و دیگر هیچ...

# مهربانو

۱۴۰۴/۱۱/۱۶

برچسب: نویسنده: باران سامانی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 14:34

آفرینش مهرروزهاروزها را با بهانه و بی بهانه به خاطره ،به یاد یا به نامی تبدیل میکنیم تا تلنگری به روزمره گی های مان باشد.همه ی روزها مقدسند مگر میشود روزها را نفس کشید بی آنکه از یاد عزیزانمان غافل باشیم؟؟آری هر روزمان زیباتر می‌شود اگر یاد پدر،مادر،فرزند،خواهر،برادر و یاد دوستانمان در آن جاری و ساری باشد.پس بیایید هر روز را بابت داشتن یکدیگر به هم تبریک بگوییم نه فقط یک روز خاص را.پس چه بی بهانه یا با بهانه هرروزمان مبارک،حال می‌خواهد روز جهانی باشد یا ...پس روزتان خجسته و زیبا # مهربانو

برچسب: نویسنده: باران سامانی تاريخ: دوشنبه 22 تير 1405 ساعت: 14:34

صفحه بندی